مطابق ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی و تبصره:مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید،زن نیز میتواند باوجود شرایط مقرر در مواد ۱۱۱۹-۱۱۲۹-۱۱۳۰ قانون فوق الذکر از دادگاه تقاضای طلاق بنماید
چنانچه زن و شوهری تصمیم داشته باشند بصورت مسالمت آمیز مسیر زندگی خود را جدا کنند وحق یکدیگر را با مذاکره تعیین کنند، تنها مسیر آن طلاق توافقی است. در طلاق توافقی زن و شوهر برای گرفتن طلاق به یک فهم مشترک می رسند از این رو به آن طلاق تفاهمی نیز می گویند.
طلاق توافقی زمانی انجام می شود که هر دو زوج با جدایی موافق باشند و بر سر مسائل مهمی مانند مهریه ،نفقه،جهیزیه و حضانت فرزند به توافق کامل برسند،این توافق در دادگاه معتبر و قابل پذیرش است.
یکی از طرق انحلال نکاح طلاق می باشد که از منظر حقوقی عبارت است از انحلال رابطه زناشویی در عقد نکاح دائم، خواه به قصد و رضای زوج باشد خواه به وسیله نماینده قانونی زوج یا توسط دادگاه طلاق یکی از آسیب های اجتماعی است که میزان آن در سال های اخیر رو به افزایش بوده است و تهدید مسلمی برای سلامت جامعه به شمار می آید،یکی از انواع طلاق،طلاق توافقی می باشد،زن و مرد میتوانند با توافق یکدیگر اقدام به طلاق نمایند لیکن مقصود از طلاق به توافق زوجین این نیست که اراده زن و مرد به یک اندازه در طلاق موثر بوده و به منزله ی یک قرارداد بین زوجین تلقی می شود.
در قانون طلاقی بنام طلاق توافقی دیده نمی شود و آنچه به این نام شهرت یافته در واقع ذیل عنوان طلاق خلع و مبارات است که از جمله طلاق های بائن به شمار می روند،در طلاق توافقی گاه زن ومرد متفقاً اقدام به تقدیم دادخواست طلاق می نمایند که قضات محکمه به طلاق مبارات حکم می دهند و گاهی خواهان طلاق زوجه است که زوج نیز با آن موافقت می نماید و دادگاه رای به طلاق خلع می نماید،با مداقه در اراء صادره از محاکم خانواده آشکار میگردد که در تمام طلاق های توافقی زوجه اقدام به بذل مالی می نماید که اکثرا قسمتی یا همه مهریه می باشد و نتیجتا محکمه اقدام به صدور گواهی عدم امکان سازش مطابق با ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب سال۱۳۷۱/۰۸/۲۸ مجمع تشخیص مصلحت نظام می نماید.
شاید بهترین شکل طلاق در شرایطی که زوجین انصاف را رعایت نمایند،همان طلاق توافقی باشد زیرا معمولا در طلاق توافقی از دعوا،جنجال،برخورد ها و عکس العمل های نامعقول و اتلاف وقت بیشتر در پیج و خم های دادگاه ها جلوگیری می گردد ومسئله ی حضانت و ملاقات فرزندان با تفاهم بیشتری صورت گرفته و از این ناحیه لطمات کمتری متوجه فرزندان میگردد.